/فیزیکِ سیب/

درچشمانِ تو
تیموری لنگ می زند

پایه ام برایِ شکار

-وتیری نشسته بودبرکشاله یِ آهو-

وبرادرم افغان
وبرادرم چنگیز
وبرادرم تاجیک می زندتارهایِ مویِ تو
جعدمی خورد

وفیزیک گام هایِ تومرا به یادِسیب می اندازدبه جهنمِ گرمِ بازوانت
که یک بارصلیب شده بودومسیح برداشته بودت ازمیانِ بازدم هایِ عمیق

یُحییُ ویُمیت ویُمیتُ ویُحی
یُحییُ ویُمیت ویُمیتُ ویُحی

درچشمانِ تو
تیموری لنگ می زند
آماده ای برای شکار
بهزاد