شب این سماجت کشدار لجوج

کنار نمی رود

از پشت این دریچه ی قیراندود

و روز

تا آخرین دهن دره های پنجره

دامن نمی کشد

 از دیوار شهر

و ما در معاشقه ی

این دو سفره ماهی پیر

به تولید می رسیم

و بار می کشیم

به گرده و دنده هایی

که فرسوده می شوند

و از کار می مانند.

یک مرداد1390